ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
370
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
كه از آذربايجان مىآمد رسيدند و ركن الدوله بمحمد شاه گفت شما بآذربايجان قناعت نموده و باقى ممالك ايران را بعادل شاه واگذاريد ! محمد شاه امر كرد تا او را موقوف داشتند و امام وردى ميرزا را مورد عفو قرار داد و چون بطهران رسيد و بر امور مسلط شد عليشاه ناچار زنان حرم را بشفاعت برانگيخت و با فخر الدوله خواهر خود كه بنص « ناسخ : 250 و 251 » نامش فخر جهان و از مادر شعاع السلطنه و زنى مجلله و حضرتش مطاف بزرگان بوده ، و چند نفر از خواهران محمد شاه كه أزواج أبناء او بودند ؛ در نگارستان نزد محمد شاه رفت ، و ميرزا أبو القاسم قائممقام بشاه گفت : ارحم من رأس ماله الرجاء و سلاحه النساء ! و محمد شاه او را عفو نمود و مورد مراحم خود گردانيد ، و چنانكه در « جام جم » نوشته محمدصادق خان بيگدلى قصيدهئى در وقايع اين چهل روزهء سلطنت او بنظم آورده و از غرايب اينكه وى در حدود بيست سال پيش از آنكه بحكومت طهران مىنشست ميرزا حسن منجم گفته بود : ازين مسند حكومت برنخيزى مگر اينكه بتخت سلطنتخواهى نشست ؛ انتهى . و در « جنگ بهترين اشعار » اين شعر را از او آورده : من خستهء عشقم اى رفيقان * دست من بينوا بگيريد و عادل كه تخلص اين شاهزاده بوده تخلص چند نفر ديگر از شعراء هم بوده بدين شرح : 1 - عادل خراسانى كه نيز در جنگ مرقوم نوشته 2 - عادل صفوى كه وى شاهطهماسب اول است و در « مجمع الفصحاء 1 : 39 » ذكر شده ، و در اين محل از مجمع جاى آوردن اين عادل صاحب عنوان است ، ليكن او را در اين كتاب ذكر نكرده . و اين عادل صاحب عنوان بنص « ناسخ ، جلد قاجاريه : 245 » بيست و دو نفر فرزند داشته ، ده پسر و دوازده دختر و از آن جمله سيف الدوله ميرزا و سيف الملوك ميرزا كه هر دو از يك مادر بودهاند و او دختر قهار قلى ميرزاى نادرى است ، چنانكه در « ناسخ ، جلد قاجاريه : 245 » فرموده ، و اينها هر دو غير از سلطان محمد ميرزاى سيف الدوله پسر خود فتحعلى شاهاند كه در ( 1227 ) بيايد . و همچنين غير از سيف اللّه ميرزا پسر ديگر خود فتحعلى شاهاند كه طبق مرقومات ناسخ مزبور ( ص 249 ) در 3 شنبه 14 رجب سنه 1229 متولد شده ، و اين دو نفر عم آن دو نفر بودهاند . و ديگر از پسران صاحب عنوان كه كوچكتر از اين دو سيف بوده ، سلطان داود